باید برم حموم لاکمو با مشقت پاک کنم  ظرفا رو بشورم وسائلمو جمع کنم اتاقمو جمع و جور کنم تا سه و ربع خودمو برسونم جلو خونه مائده اینا. یه دنیا درس نخونده دارم.یه حال گرفته و یه هوایی که بشدت میباره.داده ها رو چه کنم ؟ ارائه دوشنبه چی...

کاش زودتر دو هفته پیش رو تموم شن من یه نفسی بکشم.حالم داره بهم میخوره دیگه.

ناهارم نخوردم هنوز وقتم نمیشه. :| 

 

+دلم پیش رفیق مریضمه.گوشیشو خاموش کرده دیگه هیچ ازتباطی نداریم حتی نمیدونم کجا هست... یعنی الان باید باور کنم مرده؟ 

 

++اینجا تنها جاییه که اینا رو مینویسم وهیچکی خبرشونو نداره جلو همه هرجا میگم میخندم از درون دارم متلاشی میشم...