زرد دوست داشتنی
بحث رنگ زرد بود بعد داشت یه نقل قول میکرد که کفش رنگ زرد فلان و اینا یهو حس کرد نباید جلوم اینو میگفت من اولش یادم نبود از مکثش یادم افتاد که خودش نذاشت کتونیمو رنگ زردشو بگیرم :))) بعد گفت که پولتو جمع کن برو زردشو بگیر گفتم نه پولشو نیاز دارم یه چیزایی میخوام اشتراک یه مجله استش.البته نصف قیمت کتونیه استش اشتراکش.گفت مگه چیه که اینقدر گرونه گفتم درمورد گردشگریه چون فصلنامست گرون درمیاد .
عاشق این لحظام درموردش ریز به مامان میگم :دی
تابستون پارسال هم بود گفتم یه فکرایی بلکل تو سرمه و اینا هرچی اصرار کرد نگفتم چی.بعدترش درمورد کلاسا حرف زدمو و میدونم کلا ذهنش یکم درگیر این قضیه ست.
+من واقعا اون کتونی زرده رو دوست داشتم :((( بجاش ابی برداشتم .
++اون مجله هم اشتراکش ۱۲۰۰۰۰ البته با شرایطی که داشت برای من ده درصد تخفیف هم میفته.هرشمارش حدود بیست تومنه.دوتا شماره اولش تو طاقچه استش دارم میخونم شماره دورو خیلی خوشم اومده.مشکل اینه که رشت هیچ جا ندارنش.