زرد دوست داشتنی

 

بحث رنگ زرد بود بعد داشت یه نقل قول میکرد که کفش رنگ زرد فلان و اینا یهو حس کرد نباید جلوم اینو میگفت من اولش یادم نبود از مکثش یادم افتاد که خودش نذاشت کتونیمو رنگ زردشو بگیرم :))) بعد گفت که پولتو جمع کن برو زردشو بگیر گفتم نه پولشو نیاز دارم یه چیزایی میخوام اشتراک یه مجله استش.البته نصف قیمت کتونیه استش اشتراکش.گفت مگه چیه که اینقدر گرونه گفتم درمورد گردشگریه چون فصلنامست گرون درمیاد .

عاشق این لحظام درموردش ریز به مامان میگم :دی 

تابستون پارسال هم بود گفتم یه فکرایی بلکل تو سرمه و اینا هرچی اصرار کرد نگفتم چی.بعدترش درمورد کلاسا حرف زدمو و میدونم کلا ذهنش یکم درگیر این قضیه ست.

+من واقعا اون کتونی زرده رو دوست داشتم :((( بجاش ابی برداشتم .

++اون مجله هم اشتراکش ۱۲۰۰۰۰ البته با شرایطی که داشت برای من ده درصد تخفیف هم میفته.هرشمارش حدود بیست تومنه.دوتا شماره اولش تو طاقچه استش دارم میخونم شماره دورو خیلی خوشم اومده.مشکل اینه که رشت هیچ جا ندارنش.

 

خب از اونجایی که مارال در دسترس نیست کسی دیگه ای هم نیست که باهاش درمیون بذارم اینجا بنویسم که فرندز رو تموم کردم.

دیروز تولد مهیار بود.

 

چقدر زبان تخصصی مزخرفه.اصلا سر درنمیارم.یعنی متن رو میتونم معنی کنم ولی متفاوت از چیزی میشه که استادش گفته.اونم حسااااس رو کلماتش :| اینقدر هم جمله بندیش اگه جایی نوشته شده باشه تازه،بد استش اصلا نمیدونم :| 

 

بازی ایران ایتالیا رو ندیدم.چون خبر نداشتم :| شب تو اینستا یهو دیدم پیچ لیگشون عکس معروف رو گذاشته مثل اینکه اینم اومد ایتالیا . از الان با خیل کامنت ها مزه پرونی های ایرانی قراره مواجه باشم :/ از طرفیم اون حس انحصار طلبم داره اذیت میشه. :/ حداقل غفور میومد که دوسش دارم دقیقا معروفی که بدم میاد ازش اخه :| تازه نمیدونم لوکا کجا قراره باشه امسال.

 

کتاب کوری رو با ترجمه ای که معروف تره دارم میخونم بعد اینجوریم که واو بقیشون چی بودن یعنی :| دویست صفحه مونده فقط ببینم چی میشه.

اون یکی کتابمم همچنان عاشقانه دارم میخونمش خدا کنه تا ته خرداد تموم شه.

 

 

با مائده اومدیم بریم سینما.ساعت سه و بیست دقیقه اینا بود چون دیرمون بود داشتم از کوچه پس کوچه ها میبردمش که یهو یه پسره گفت خانم ببخشیداینجا کجا درمیادواینا میخواست بره سبزه میدون دقیقا همونجایی که ما داشتیم میرفتیم.یکم توضیح دادم بهش گفت اگه مسیرمون یکیه میخواین سوار شین هم مسیر رو بگین هم شمارو میرسونمو اینا منم بدون لحظه ای درنگ دست مائده رو کشیدم سوار شدم:)))))) حالت عادی من فقط تاکسی میشینما تو اون وضع دیدم اون منطقه رو خوب بلدم و هوا گرمه و اینا دیگه رفتم که رفتم :)))  سه تایی خندمون گرفته بود تو مسیر بزور خودمونو کنترل کرده بودیم.

سینما هم سالن پایینشو دارن تعمیر میکنن تاحالا بالکنش نرفته بودم خیلیییی جذاب بود از پایینش هم خیلی بهتربود ولی کلا حس میکردم تو هوام :)) دیگه یکم وسطای فیلمم سر یسری چیزا هی خندمون میگرفت به رو خودمون نمی اوردیم اوضاعی بود :))  

+اومدم طبق معمول پچ پچ بگیرم میگه قبلا خانم رنگارنگ بودی الان خانم پچ پچ باید صدات کنم :)) 

 

 

دیروز یه روز فوق العاده بود همه جوره :دی

ادامه نوشته