اینقدر هوا قشنگه اینقدر خوابم میاد کاش یه نسخه از من موجود بود ناخن های اون یکی دستشم لاک میزد به بقیه کاراشم میرسید تا پنج و نیم اماده بشه بره مهمونی دوستش از طرفی هم یه من دیگه بود که spss بلد بود مینشست اون ۳۴ تا تمرین رو درست میکرد اثباتا رو انجام میداد بقیه تمرینارو دستی حل میکرد. یه من دیگم بود میرفت رو بالکن مینشست از صدای پرنده ها کیف میکرد کتاب میخوند تا قبل از اینکه صدای بچه های کوچه بلندتر شه بیشتراز دونفر بشن.

 

پ.ن:یادم باشه چه غفلتی کردم با دانشگاه نرفتم نمایشگاه کتاب:/ همه بودن دوستامو میتونستم ببینم تازه با بیست تومن میتونستم برمو بیام خانوادمم مشکل نداشتن :/ 

 

پ.ن.ن: پست قبل منتفیه :)) کسی نمرده یا حداقل به من که چیزی نگفتن .:دی

چون سنگ، درغبار و سیاهی رها شدم

 

حس میکنم یکی مرده که هنوز خبرش به من نرسیده...

دلم یه حالیه و وقتی گذاشتم شافل یه اهنگ پخش شه اول گیله لوی اومد بعد رعنا یه ورژن بسیارررر غمگینش الانم دقیقا میسپارمت به باد بیشتر یقین میکنم...

 

+مرگ چقدر نزدیکه چقدر مرگ یهویی ترسناکه...

 

 

 

دیروز قشنگ ترین دیوار عالم رو دیدم.خیابون بیستون کوچه ملک...

 

+مثل درختی که
به سوی آفتاب قد می‌کشد
همه وجودم دستی شده است
و همه دستم خواهشی:
خواهشِ تو

#احمد_شاملو

 

از پارک داشتم میومدم که یهو یه ماشین پلیس با سرعت وحشتناک اومد پیچید سمتی که میزای پینگ پونگه پیاده شدن رفتن پیش چندتا پسرا.احتمالا گزارش مواد داده بودن.یکیشون از دور موهاش شبیه دوانگشتی بود تپش قلب گرفته بودم که دوتاشونو سوار ماشین کردن یکیش همین بود.بااینکه میدونستم نبود ولی بازم ناراحت بودم براش خلاصه نمیدونم چی شد دور زد اونور میدونه که رفت یکی اومد باهاشون صحبت کرد احتمالا گفت اشتباه گرفتین اینارو ول کردن ولی دونفر دیگه رو اوردن کشون کشون که دستشون دستبند زده بودن! بعد اون دوتا اولیا و رفیقاشون داشتن از جلوم رد میشدن میگفتن اره من فقط سیگار همرام بودو اینا.توراه که دو انگشتی رو دیدم با خنده و ذوق داره برا یکی یچی تعریف میکنه ناخوداگاه یه لبخند گنده اومد رو لبم دلم اروم گرفت :)

if i stay

 

چقدر خوب بود چقدررررر

ادامه نوشته