من تورا ماچ

 

از مامان دوردونه سفارش دادم که بچه دوردونه به فرزندی قبول کنم :ایکس 

اخه عاشق کارا و خودشم ازون پیجاست که همیشه توش فعالم بطور متوسط یکی درمیون دارم کامنت میذارم :ایکس  

بچه هام ابان میان و کلی خوشالم .البته اول ماه بود اومدم سفارش بدم بعد اون عشقایی که الان مدت ها بود عکسشونو اسکرین داشتم نگا میکردم رو گقت منقرض شدن :( دیگه نمیسازتشون.من هنوزم دلم پیششونه... :(

از صبح زود رفتم دانشکده کتابخونه که درس بخونم اینقده حالم بد شد که کلاسامو نموندم اومدم خونه .:| اه وگرنه الان دقایقی بود یه کلاسم تموم شده بود یکی دیگم در پیش بودش.

شیش

 

 

 

محو چشمان تو بودم که به دام افتادم
صید را زنده گرفتی و به کشتن دادی

#مولانا

ادامه نوشته

 

دیگه بیش از حد روزمره برا اینکه یادم بمونه نذارم خریدام روهم تلنبار شن :/

ادامه نوشته

مجیک

 

دیروز داشتم فکر میکردم چه خوب میشه ببینمش باورم نمیشه حرفامون امروز به سمتی رفت که باعث شد برم ببینمش پ رو :|  یا دیروز سر دوتا کلاسام یهو با خودم گفتم الان استاد تموم میکنه یه ربع زودتر از وقتی که نرماله خیلی زودتر از وقتی که جفتشون ول میکنن درسو اونجوری هم شد .فکر کنم دیروز قدرت جادویی داشتم :))

اندکی بنشین تا باران بگذرد

 

چرا بايد
من تو را شگفت بدانم
در اين جريان
كه از شگفت بودن همه چيزي
عادي مي نمايد؟
و گرنه تو عادي ترين موسمي
كه مي بايد به چار موسم افزود .
و چشمان تو،

راحت ترين روزي كه مي توان براي زيستن تصميم گرفت.

+ بیژن الهی

ادامه نوشته