از پارک داشتم میومدم که یهو یه ماشین پلیس با سرعت وحشتناک اومد پیچید سمتی که میزای پینگ پونگه پیاده شدن رفتن پیش چندتا پسرا.احتمالا گزارش مواد داده بودن.یکیشون از دور موهاش شبیه دوانگشتی بود تپش قلب گرفته بودم که دوتاشونو سوار ماشین کردن یکیش همین بود.بااینکه میدونستم نبود ولی بازم ناراحت بودم براش خلاصه نمیدونم چی شد دور زد اونور میدونه که رفت یکی اومد باهاشون صحبت کرد احتمالا گفت اشتباه گرفتین اینارو ول کردن ولی دونفر دیگه رو اوردن کشون کشون که دستشون دستبند زده بودن! بعد اون دوتا اولیا و رفیقاشون داشتن از جلوم رد میشدن میگفتن اره من فقط سیگار همرام بودو اینا.توراه که دو انگشتی رو دیدم با خنده و ذوق داره برا یکی یچی تعریف میکنه ناخوداگاه یه لبخند گنده اومد رو لبم دلم اروم گرفت :)