رژ جنس خوب یا بد :))
امروز چقدرررررخندیده باشیم خوبه؟:))) رو صورت امیر جای رژ بود بعد چهار ساعت کلاس که اومد پیشمون دیدیم بعد هرچی تلاش میکرد پاک نمیشد:)) بعد هی فحش میداد به ص که من از صب باهاتم چرا چیزی نگف :)) ص هم ازین مذهبیاست داشتیم حرفشو میزدیم که بهو دیدیم داره میاد سمتمون :)) نازنین نه گذاشت نه برداشت یهو گف شماره چشمت چنده امیر همزمان داشت ازش میپرسید از صب متوجه چیزی رو صورتم نشدی بعد فهمید قضیه رو میگه نه مث اینکه الان دیگه لازمه برم دکتر :)) هی امیر میگفرشر قرار رژ نزنین :دی اوضاعی داشتیم :))
بعد یکی که خیلی باهاش رودروایستی داره رد شد دستش رو صورت داشت باهاش سلام علیک میکرد وقتی داشت برامون توضیح میداد که بابا مث اینکه لبش کجه ما فقط روبوسی کردیم داشت اجرا میکرد یهو همون پسره برگشت ما ولو بودیم قشنگ رو زمین :))
من از صبح صدا نداشتم الانم یکم بهتر شده بعد پانتومیم داشتیم :)) مارال یهو میگف تند حرف نزن باید لبخونی کنیم ناری و ایمان خیلی موفق بودن :دی اوضاعی بود.
سر کلاس اقای مرغ بشکل عجیبی همه چی رو مینوشتم حتی بلد بودم بعد منو کلا نمیدید :| نازی میگف یحتمل مردی:)) یعنی اصلا ها بعد اگه نمینوشتم :// هی گیر داده بود به جلسه پیش غایبا منو نمیگفت اصن :))) اوصاعی بود کلا.
حالم خیلی بد بود اومدم خونه ناهار خوردم.به محض دراز کشیدن خوابم برد همون لحظه مامان زنگ زد که داروهارو بده دوباره دراز کشیدم بابا اومد حتی یادم نمیاد که باهاش سلام کردم یا نه البته مادربزرگ میگه سلام خسته نباشید گفتم :دی خوابیدم.بابابزرگ اومد دیگه دیدم زشته پاشدم :دی این وسط بابا اداره رفت داداش یسر اومد من نفهمیدم کلا. الانم فردا میپرسه استاده منم خوب بلد نیستم اگه از شانسم اسم من در بیاد جواب ندم کل گروهم منفی میگیره :/